ده ساله ازدواج کردم
شوهرم فامیله ولی من هیچ شناختی ازش نداشتم
اخلاقاشو بگم .کنترل گره بشدت .رمز گوشیشو من ندارم همه جا با منه .میخواستم باشگاه ثبت نام کنم سر خیابونمون هست میگه نمیخواد بری اگر یه تایمی هست که ببرمت اره اگر نه نمیخوام پیاده بیفتی تو خیابون ۱۰۰ متر هم فاصله نداره تا باشگاه .بشدت به همه نگاه میکنه من کنارشم میخ میشه به باسن زنا .من چند روز پیش سر این موضوع باهاش دعوام شد .چند وقتم هست هر چی بهش میگم بدتر میکنه .منم اعصابم خورد بود امروز ظهر خواب بودم میگه چقد میخوابی منم اعصابم خورد شد گفتم به خواب منم کار داری پاشد منو زد دارم میترکم