هیچ کسی منو نمیبینه اصلا دوست ندارم با مامانم و ابجیم برم بیرون ابجیم ۶ سال از من کوچک تره همه اونو میبینن مامانمم همش میگهههه وااای همه نگاه میکنن ب ابجیت خیلی غصه میخورم من تا حالا ی پیشنهادم نداشتم بگم خودم تصمیم گرفتم با کسی نباشم
مامانم میگه الان ک دیگه دوره زمونهای نیست کسی ازدواج سنتی کنه باید دوست بشی کسیو پیدا کنی ولی من نه خاستگار دارم نه با کسی دوست میشم اصلا الان حوصله این چیزا ندارما و خب حتما ی ایرادی دارم کسی سمتم نمیاد دیگه