2777
2789
عنوان

خاطره بد

69 بازدید | 4 پست

سلام وقت بخیر . بچه ها. من درگیر یه داستانم . لطفا کسی میتونه راهنمایی. حرفی ، چیزی که آرومم کنه بگه. حال روحیم خوب نیست. من ۲۸ سالمه مجردم . ۳سال و نیم با پسری دوستم .تا قبل از عید امسال اینقدر رابطمون داشت جدی پیش میرفت . منو دعوت کردن خونشون پدرش درمورد اشناییت خانواده ها حرف زد . رسم و رسومات خانوادع ما . اونا همه میدونن از رابطمون . خانواده منم فقط مادرمو خاهرم اطلاع داشتن . کم کم حرف خاستگاری اومد وسط . اما یه داستانی افتاد وسط حال و روزم خراب کرده .عید امسال یه دوستش که خیلی بیشعور و هوله اورو تو یک گروه تلگرامی دخترو پسر ک همه مورد دارن اکیپی میرن بیرون و جشن و پارتی و دورهمی . شد شروع دعواهای ما. من مخالفش بودم ، اما کسی ک آب بدون من نمبخورد رفتارش عوض شد و قاطی اون آدما شد. وضع مالیشون خیلی خوبه تو جای خوش ابو هوای شهرمون خونه دارن حتی خونه خودش پارتی گرفته بود . خبرش به گوشم رسید خیلی حالم بد میشد یه شب پاشدم رفتم اونجا دیدم صدای اهنگ و خنده هاشون از خونش تا سر کوچه میاد . با اونا اخر هفتع ها میرفت تفریح . من ازش خاستم یا منم ببره یا بیاد بیرون ازین گروه . اما اون تازه خوش خوشونش بود ک با اونا اشنا شده . حتی ی روز ک دعوا کردیم گفت اره تو همش گیر میدی میایی میگی چرا به اون سلام کردی حساسی . با اونا خوش میگذره میرم تو هم با دوستات برووو خوش باش. وضع مالیشون خیلی خوبه شاید خیلی ازین دخترا بابت همین بش روی خوش نشون داده بودن فک کرده بود چخبرههه. .فاصله عاطفی بدی بوجود اومد . با خاهرش صحبت کردم اول ک باور نمیکرد میگفت اون حتی تورو به ما ترجیح میداد چرا اینطوری میکنه . گفت من باش حرف میزنم ولی فایده نداشت . هر شب میرفتم بیرون تو ۳ هفته گریه میکردم ک چیکار کنم تا این ک ی شب بعد مهمونی داشتن برمیگشتن تصادف بدی میکنه . خدا بش رحم کرده ک بلایی سر خودش نیومده. ازونشب اومد با دست شکسته مرخص ک شد از بیمارستان پیاده اومد سمت خونمون گرریه میکردااا ک حلالم کن این مدت اذیتت کردم . از هم دور شدیم به خاطر گروه لعنتی . همه دخترا و زناش فکر تیغ زدن دوس داشتن حالیشون نمیشه کع. گوشیشو داد گفت هرر چی مربوط ب این گروه و ادماش پاک کن بگو دیگ منو اد نکنه . دعواهای این مدت رو از دلت درمیارم . خلاصه کلی قوربون صدقه. الان دوباره ی ماهه . میاد هر روز دنبالم توجه ۱۰۰ مثل قبلا . اما نمیدونم چرااا من اینجور شدم . حالم بده . ب زبون بخشیدمش اما دلم سنگینه . دلم نمیخاد باش برم بیرون .همش فک میکنم با من بش خوش نمیگذرهه که اون زمان اونارو ترجیح میداد. میرم تو خونش گریم میگیره نفسم تنگ میشه متنفرم ازون خونه اون شبایی یادم میاد ک با بیرحمی تموم منو بیخبر میذاشت با اونا جشن و بزن برقص میومدن اینجا. عین فیلم جلو چشمامه از ماشینش متنفرررم میشینم فک میکنم این مدت کیارو ازون دخترای بدکاره نشونده . قلبم تیر میشه ازون دعواها. دلم صاف نمیشه باش دیگ تو بغلش هیچ ذوق ندارم .همش میخاد جبران کنه هااا خیلی خوب شده ولی حالم دست خودم نیس . از دیدنش احساس خوبی بم دست نمیده . انگار کوچیکم کرده . دلمو شکونده . همش گریم میگیره . عصبی میشم میبینمش. چیکار کنم با این حال تو رو خدا چیزی ب ذهنتون میاد بگین .

کاملا حق داری همچین ادمی که رفیق بازی میکرده پارتی و اهل همه چی ، برای ازدواج واقعا مناسبه؟

اینجا نی نی سایته، اینجا بعضیا خرج روزانه شون، درامد ماهیانه خیلیامونه. اینجا حرف از بی عدالتی و ظلم علیه زنانه. اینجا نظرکرده زیاد داریم، اونایی که موکل دارن، حس ششم دارن، اونایی که خواب زیاد میبینن ولی نمیگن شب قبلش شام چی خوردن. اینجا نی نی سایته، جایی که از تنهایی بهش پناه میبریم، با هم حرف میزنیم، جر و بحث میکنیم، خیلیا اینجا زندگی میکنن، هویت دارن، دوستاشون اینجان. همه نوع ادمی هم اینجاست، کنکوری و غیر کنکوری و مجرد و متاهل و باردار و زائو و در شرف طلاق و طلاق گرفته و فیک و اصل و اصیل و فقیر و غنی. 🫂 ولی با هم مهربون باشیم ، چون شاید در دنیای واقعی، همه مان به همان چند کلمه ارامبخش نیاز داشته باشیم... الا بذکر الله تطمئن القلوب

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چقدر طولانی نمیخاستم بخونم خوندم ولیچرا جشن میگرفته بتو نمیگفته؟!!

ببخشید ولی خاستم همه چیوو بگم . چون اونجا دختر پسرا قاطی بودن . هررر نوع شوخی و حرفی رااحت میزنن باهم . بعد کلی بحث علنا گفت بیایی هعی گیر میدی حساسی چرا به این سلام کردی چرا اونو نگا کردی چرا با این رقصیدی . فرداش باید بت ج پس بدم . حتی گفتم ن من هم باشم خیالم راحته بدون من فکرم مشغول میشه . میگفت باشه ولی تایمی ک هماهنگ میکردن برا دورهمیااا به بهانه هایی ی دفعه میپیچوند و میرفت خودش. ج گوشی هم نمیداد

ببخشید ولی خاستم همه چیوو بگم . چون اونجا دختر پسرا قاطی بودن . هررر نوع شوخی و حرفی رااحت میزنن با ...

خب این اصلا قابل اعتماد نیست.

حس کردم اخلاقیات اون با شما فرق داره

مثلاً وقتی گفتی گفتم تو گروه تلگرامی نباش ینی خط قرمز داری که اون ندارع

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108