سلام🌹
اینجا خیلی دیدم یه خانمی میاد درد و دل میکنه میگه:
حال ندارم صبحانه درست کنم
به کار خونه علاقه ندارم
و...
بعد یه عده کثیری بهش حمله میکنن که بیچاره شوهرت و...
کلاً از درد و دل نادم میشه
من و دوستم در یک بازه زمانی ازدواج کردیم چندماه این طرف و اون طرف
دوتامون هم به دلایل مختلف جدا شدیم
اول من و بعد ایشون
من در طول زندگی مشترک تمرکزم بیشتر روی شغلم بود
زنی بودم که معمولاً صبحانه درست نمیکرد؛ ناهار و شام هم درست نمیکرد
خوب هم هزینه میکردم برام طلا میخرید؛ همیشه جدیدترین گوشی دستم بود؛ سفرهای خوب میرفتم بدون خودش؛ وسایل خونه رو زود به زود عوض میکردم
خلاصه به خودم راحت میگرفتم
ولی به دلایلی زندگیمون تموم شد و دلیلش هم ربطی به این قضایا نداشت
دوستم شبیه من نبود
زندگی مامان باباش رو غارت میکرد برای شوهرش
دلش نمیومد یه کافه رستوران بره یا حتی توی خونه خودش غذای خوب بپزه
میرفت مغازه شوهرش کار میکرد تا شوهرش راحت تر باشه
یه لباس رو مداوم یکسال تنش میدیدی
عروسی بچه ها نمیرفت که هدیه نده
و...
ولی آخر اونم طلاق گرفت
دوتامون افسرده بودیم ولی جنس افسردگی ها فرق داشت
من تمرکزم روی شغلم موند و توی محل کارم با همسر فعلیم آشنا شدم و ازدواج کردم
ولی دوستم صدش رو برای کار در خونه و مغازه شوهرش گذاشته بود و ۱۰ سال پیرتر از سن خودش شده بود
تهش من راضی بودم که انرژی زیادی برای اون مرد تلف نکردم ولی دوستم خیلییییی پشیمون بود و هنوز هم هست بعد سالها
من نمیگم برای زندگی مشترکتون تلاش نکنید
یا نمیگم انتخاب چه کسی بوده و چه کسی غلط؛ هرکس بنا به زندگیش یه انتخابی داره و هیچ کدوم جای نکوهش نداره
ما به نیت طلاق ازدواج نمیکنیم اما ممکنه پیش بیاد
پس زنی رو هم که به هرعلت انتخابش با شما فرق داره رو سرزنش نکنید
انتخاب آدم ها متفاوته و هیچکس هم از فردای زندگیش باخبر نیست پس انقدر با اطمینان بقیه رو سرزنش نکنید