سلام من دوتا بچه دارم ازخانمم اولم جداشدم دختربچه سالش بود پسر۱۲سالش خیال جداشدیم مهریشو هم حقش بود دادم.البته ماشینمو دادم بهش رفته حزانت بچها وهم من گرفتم یعنی من گفتم زندگیمو میدم. بچهامو نمیدم خیلی راحت آسون اصلن بدون هیچ ناراحتی دادچون به راحتی بچه رودادگفت باشه منم تودادگاه امضای فتم ازش که حق دیدارنداره بازم گفت مشکلی نیست اینابه کنار این مدت شب روزم یکی شد حالابعد۸سال زنگ زده خانم دیشب من ماشینتو بهت میدم هرچی گرفتم یه چیزی هم میزارم روش فقط بچهاهفته یه شب پیشم باشن منم ازخداخاسته گفتم این ماشین دارم هم بهت میدم زنگ نزن من صداتونشنوم این خیال کجابودی میدونی واسه چی گفته چون شوهر کرده بچه دار نمیشه گفت من برم طرف زندگی اولم حالا توضیح. دادم که به ایتجابرسم نظرشماچیه