2777
2789
عنوان

قهر با داداش

203 بازدید | 21 پست

من با داداشم ی ماه پیش دعوا کردیم خیلی برادر خوب مهربون فداکاری بود همیشه حرفامو گوش میکرد تو دعوا برای اولین بار ینی آخرین باری که دست روم بلند کرد ۱۴سالم بود بعد اون هیچوقت اذیتم نکرد تا ی ماه پیش که دست روم بلند کرد فحشم داد منم بهش گفتم الهی دستت بشکنه (همون دستای که باهاش برام ی عالمه کار انجام داد) و ی عالمه بهش حرف گفتم ی عالمه گریه کردم اونم ب هق هق افتاد ی عالمه گریه کرد اما جفتمون دلمون از هم بد شکسته دلامون باهم صاف نمیشه اون صمیمیت مهربونی گذشته رو نداریم حس میکنم بی پشت پناه شدم عزیزترین ادم زندگیمو از دست دادم اونم دقیقا این حسو داره و دیگه حس خواهر برادری بینمون نیست دو تا آدم غریبه شدیم باهم همین باعث شده بشدت دلم بگیره غمگینم شماها که رابطتون با داداش تون شبیه من شده درست شد یا هنوزم باهم بد هستین چطوری با این حس بد کنار اومدین

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

برادر منم سر هیچ و پوچ یه سیلی زد از دماغم خون اومد اونم پیش مامانم

از اون روز دیگه فاصله گذاشتم باهاش هیچ وقت تو چشمهاش نمیتونم نگاه کنم

البته داداش من هیچ خوبی در حقم نکرده هیچ

حق نداشت دست روت بلند کنه من بودم بدتر از اون میگفتمچندسالتونه هردو

واقعا حق نداشت منتها اون شب تا سرحد جنون رسیده بود از دست حرفام قبل این ماجرا چن بار نازمو میکشید که اینطوری رفتار نکنم حرف نزنم ولی اصلا گوش ندادم به حرفش آخرشم این شد

برادر منم سر هیچ و پوچ یه سیلی زد از دماغم خون اومد اونم پیش مامانماز اون روز دیگه فاصله گذاشتم باها ...

واس من خیلی خوب بود پناهم بود سر همین بیشتر میسوزم حس میکنم بی کس شدم پناهی ندارم و این خیلی حس بدیه

خب سر چی اینجور شد

زبون درازی بیش از حد من با مامانم بحثم شده بود دو هفته جمع کردم رفتم خونه خواهرم هر چقدر بهم گفتن برگرد قبول نکردم اومدن دنبالم بازم نرفتم و شروع کرد به حرف گفتن بحث بالا گرفت دعواشد

برو آشتی کن، دنیا ارزش نداره، اگر روت نمیشه یا غرورت اجازه نمیده، به مامانت بگو آشتیتون بده، بد باها ...

آشتی کردیم باهم ولی دلامون باهم صاف نمیشه اون صمیمیت مهربونی گذشته رو نداریم ازش هم بدم میاد هم دلتنگشم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108