اقا یه کیوووونی خان اومده دوست مارو تور کرده که هزاران کیلومتر از هم فاصله دارن یارو میگه چون پول مول ندارم و وضع زندگیم نامعلومه میخوام بری از پیشم و همش دوری میکنه ازش که مثلا وابستگیش کم بشه چشاش کور شده رسما همین الان گریه کرد پیشم
نمیدونم چیکار کنممممم😭😭😭شما بیاین یچی بگیننننننن