سلام 6 سال پیش به خواست خودم ازدواج کردم یه شوهری نصیبم شده که وقتی عصبانی میشه هیچی جلو دارش نیست مثله روانی ها میشه بقیه روزا خیلی مرد خوبیه.امشب بخاطر گریه بچه دعوامون شد زد در رو شکوند بهم یه فحش خیلی بد داد از سرم زد.آخرشم گفت که میکشمت دخترمون رو هم میدم ننم بزرگ کنه.حالا موندم فردا برم خونه پدرم یا نه نمیخوام طلاق بگیرم فقط میخوام از این دست به زنش دست برداره.نمیخوام از طریق قانون عمل کنم از این ورم نمیخوام پدر مادرم دخالت کنن نمیخوام روابطشان با شوهرم خراب بشه .لطفا راه حل بدین.ای کاش به 6 سال پیش برمیگشتم و حرف پدرم رو گوش میدادم
خدایا به بزرگیت قسمت میدم سایه هیچ پدر مادری رو از روی سر فرزندانش کم نکن
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.