سلام 6 سال پیش به خواست خودم ازدواج کردم یه شوهری نصیبم شده که وقتی عصبانی میشه هیچی جلو دارش نیست مثله روانی ها میشه بقیه روزا خیلی مرد خوبیه.امشب بخاطر گریه بچه دعوامون شد زد در رو شکوند بهم یه فحش خیلی بد داد از سرم زد.آخرشم گفت که میکشمت دخترمون رو هم میدم ننم بزرگ کنه.حالا موندم فردا برم خونه پدرم یا نه نمیخوام طلاق بگیرم فقط میخوام از این دست به زنش دست برداره.نمیخوام از طریق قانون عمل کنم از این ورم نمیخوام پدر مادرم دخالت کنن نمیخوام روابطشان با شوهرم خراب بشه .لطفا راه حل بدین.ای کاش به 6 سال پیش برمیگشتم و حرف پدرم رو گوش میدادم
خدایا به بزرگیت قسمت میدم سایه هیچ پدر مادری رو از روی سر فرزندانش کم نکن
سلام دخترا، من چند ساله از سامانلعیا خرید میکنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدلهاشون رو اونجا میذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.
گفتم اگه کسی دنبالشون میگرده، از اینجا میتونه پیداشون کنه