تایپک قبل نوشتم با نامزدم مشکل دارم خیلی هم دوسش دارم همه چیزو به مادرم گفتم چون میترسیدم وسایلمچ اتیش بزنه اول رفته بود پیش خواهرشوهرم و همه چیزو گفته بود خواهر شوهرمم حقو داده بود به ما و کلی پیش،مامانمگریه کرده بود گفته بود اگه میشه یه راه بهش بدید
وقتی که نامزدم خونه نبود رفته بود کل وسایلمو جمع کرده بود و برده بود خونه خاله شوهرم که جاش امن باشه اخر شب به همه خواهرا گفته بود بیان خونه مادرشوهرم و بعد به شوهرم گفته بود امشب زود بیا خونه کارت دارم جلو همه بهش گفته بود اینکارا رو کردی و ندا طلاق میخواد منم تو این دو روزه باهاش درست رفتار کردم که شک نکنه و حداقل وسایلام سالم بمونه
بهم زنگ زد گفت چیشده خواهرم گفته طلاق میخوای همون موقع از همه جا مسدودش کردم فقط اینستاگرام دوستش باز بود با پیج اون بهم پیام داد و افتاد به التماس گفتم راه نداره ما به هیچ جا نمیرسیم بعد از ۱۲ هم درخواست طلاق میدم که امتحانای دانشگام تموم شه ولی تو دلم اشوبه خیلی دوسش دارم اما نمیتونم با این اخلاقش کنار بیام چیکار کنم اروم بشم دارم خفه میشم