درون جنگل سردم تو چون خورشیدِآبانی
که روی برف این جنگل بُوَد مِهرِ تو مهمانی
تو آن آواز گنجشکی توآن سروِصنوبر قد
که قلبم تا بُنِ ریشه شده در هجر زندانی
تو قرب عارفان در قبض تو جامِ عُذرِ روحانی
شراب پر مِی بی غش که دل را در گروگانی
منم تک مصرع بی وزن عروض و نظم دیوانی
که این هجو تمام من ندارد نام و عنوانی