چند روز پیش یه عمل داشتم ک بیهوش شده بودم بعد اصلا حرفام رفتارم نسنجیده شده
مثلا امروز گفتم برم بیرون هوا ب سرم بخور بعد دیدم یه خانمی ب بچه کوچیکش میگفت راه برو دیگ اینجور تا صبح نمیرسیم بچه تازه انگار یاد گرفت بود راه بره بعد زنه سرعتشون برد بالا دست پسر کوچیک کشید بچه افتاد زمین
بهش گفتم تروخدا دستشو اینجوری نکش گناه داره
آقا زنه یه جوری نگاهم کرد گفت ب تو چه فلان.... بعد اومدم خونه ب غلط کردن افتادم گفتم حالا من چرا اینجوری گفتم بلاخره اون مادرش من چیکارم