من دوستام خیلی آبرو برن یه جایی میخواستیم بریم مادر کراشم هم اونجا بود با دختر همسایه شون بااون دوست شدم بعد هر کاری کردم نشه بیان اومدم کلی آبرو ریزی کردن آخر دختره پیام داد یا ما یا اینا خیلی بدن تازه گفت مادر کزاشمم بدش اومد هیچی دیگه بد بخت شدم باید برم تو تا خمره سرکه با بشکه بگیرم خودمو ترشی بندازم😭😭😭🔪