خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم
کار شرکت، تفریحات بیرون (مهمونی، مسافرت، رستوران، خرید، پارک و ...)
"کسی که بیش از حد فکر می کند، کسی است که بیش از حد هم عاشق می شود" و من این را احساس کردم 😍 وقتی جواب ریپلای رو نمیدم دلیلش اینه : 1) بی احترامی در کلام (افرادی که سلامت روان ندارند به دنبال بی احترامی به دیگرانند)، 2) خشم در کلام (امام علی (ع) : اوج سبک مغزی، خشونت است)، 3) مشهود بودن حسادت در گفتار (امام علی (ع) : آفرین بر حسادت، چه عدالت پیشه است، پیش از همه صاحب خود را می کشد)، 4) عدم درک درست از پاسخ من به استارتر (امام علی (ع) : از سخن گفتن با کسی که گفتارت را نمیفهمد بپرهیز که تو را به ستوه می آورد)، 5) برداشت من اینه که فرد به دنبال بحث و جنجاله (مارک تواین : هرگز با احمق ها بحث نکنید، آنها اول سطح شما را تا سطح خودشان پایین می کشند، بعد با تجربه یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند) و جمله آخر خطاب به کاربرانی که درباره کاربران دیگه تاپیک غیبت میزنن و کسانی که تو این تاپیک ها استارتر رو همراهی میکنن (امام علی (ع) : غیبت کردن آخرین تلاش افراد زبون و ناتوان است)
خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم
کار شرکت، تفریحات بیرون (مهمونی، مسافرت، رستوران، خرید، پارک و ...)
خرید و پارک خوبه
خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم
خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم
خووووووووشبحالت . منم دلم خواست . من همش تو خونه ام .
از خونه بزن بیرون پارک باشگاه پیاده روی و....
خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم
کار شرکت، تفریحات بیرون (مهمونی، مسافرت، رستوران، خرید، پارک و ...)
خووووووووشبحالت . منم دلم خواست . من همش تو خونه ام .
گاهی وقتا ، باید یه نقطه بذاری باز شروع کنی ، باز بخندی ، باز بجنگی ؛؛ باز بیفتی و محکمتر پاشی ، گاهی باید یه لبخند خوشگل به همه تلخیا بزنی و بگی ممنون که یادم دادین ، " به خودم تکیه کنم ... "
خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم