بخاطر بی شعوری و کتک زدن شوهرم وامو بخشیدم ب پدرم چون ک ضامن از شوهرم بود نصفشو برد میخاست معامله کنه نقششو خراب کردم چون حقش بود بایستی یاد بگیره دست دراز نکنه و خفم بکنه مادرشم عین خیالش نبود بالا سرم بود...
رف سکه خرید ضرر فروخت اون زنه ک داخل خونش بود بیرونش کرد کرایه دیگ هم نمیاد براش
حالا میگمش رهن کرایه بدش میگ تقصیر توعه فلانه خودش هیچ حرکتی نمیکنه
در امدشم صفره هی میگ ولخرجی نمیکنم پول ندارم
من اصلا کفشی نخریدم ی ساله شالی نخریدم برا پسرم پستونکی نگرفتم دیگ فاسده از اونا نیستم هی تو ارایشگاه یا خیابون باشم میمیره ک پوشک میخره برا بچم