پسرعموم چندساله خاستگار من بوده شرایطش خوبه خونه و ماشین داره اخلاقشم خوبه چهره و قدشم معمولیه خوبه ولی تایپ من نیست من قبول کردم باهم صحبت کنیم
ولی هیچ حسی ندارم خانوادم میگن دلت باهاش نیس بگو نه ولی میدونم اگ بگم ن زندگیم جهنم میشه انقد ک قراره سرزنش شم و تحقیر شم
فک میکردم ۱۲ سال ازم بزرگتره الان متوجه شدم ۱۴ سال ازم بزرگتره
من ۲۰ اون ۳۴
پسرخیلی خوبیه ب چهرشم نمیخوره سنش این باشه ولی من اصلا هرچی تلاش میکنم حسی بهش ندارم خدایا من چ گناهی کردم💔از یه طرفم کنکورمو خراب کردم همین روزا نتیجش میاد الان ب اونم جواب رد بدم نتیجه کنکورمم ببینن خانوادم زندگی واسم جهنم میشه دلم مرگ میخواد