2777
2789
عنوان

حالم خیلی بده

260 بازدید | 35 پست

پدرشوهر و مادرشوهرم خیلی تو زندگیم دخالت میکنن اول که تو بارداری مادرشوهره کلی اذیتم کرد بعد زایمان بچم دو ماهه بود رفتم خونشون زنه دیوانه تا صبح فحاشی کرد و دست روم بلند کرد

ازشون فاصله گرفتم مادرشوهر و پدرشوهرم پیام میفرستن که اون شب دست خودمون نبود شیطون رفته تو جلدشون یه حالتی شده بودیم واس همین بهت حمله کردیم زدیم تورو

واس من اون شب هیچ وقت فراموش نمیشه سخت ترین شب عمرم بود با کلی درد باید هم نوزادمو شیر میداد هم بچم بی قرار شده بود هم تا ۵صبح مادرشوهرم فحش زشت میداد به من و بچم

میگفت مگه من نوکر باباتم بچتو نگه دارم مگه من نوکر باباتم پستونک بچتو بشورم مگه نوکر باباش بودم بچه رو داد بغلم که نگهش دار

الان که بچه ۶ماهش شده زنگ میزنه به خانوادم میگن ما دوست داریم ببینمشون و باهاشون رفت و آمد کنیم

روزی که خبر جنست بچمو دادم جفتشون ناراحت شده بودن پدرو مادرشوهرم گفتن روی ما حساب نکنی واس بچه داری و نگهداری بچه ما بچه داری بلد نیستیم

بچمو با گربه مقایسه کردن که گربه خودشو لوس میکنه بچه تو نه

گربه تو بارداری روم میپرید خوشحال میشد ذوق میکرد زنه دیوانه

بار اول که بچمو دید بچمو تند به صورت انداخت رو تخت و رفت گفت مگه نوکر باباتم نگهش دارم رفت به شب جمعش برسه


حس نفرت داشتین نسب به کسی من همون حسو دارم

من و شوهرم هیچ وقت دعوا نداشتیم ولی بخاطر مادرشوهرم دعوامون شد

تو بارداری بخاطر مادرشوهرم و حرکاتش کلی گریه میکردم

من حاضرم بخاطر اینکه دیگه نبینمش طلاق بگیرم اینقد ازشون متنفرم


بگین چیکار کنم هیچ جوره این دوتا افعی بیخیال زندگی پسرشون نمیشن؟؟؟؟




زیاد بچسپ بهشون زیاد برو خونشون اصلا تا میتونی مزاحم صمیمی باش

نفرت دارم ازشون میبینم حالم بد میشه همش اون شب که مادرشوهرم هارو شده بود میاد جلو چشمام

آدم با حیوونی که تازه زایمان کرده اینجوری برخورد نمیکنه که اونا وقتی بار اول با کلی ذوق رفتم خونشون باهام رفتار کردن

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نفرت دارم ازشون میبینم حالم بد میشه همش اون شب که مادرشوهرم هارو شده بود میاد جلو چشمام آدم با حیوون ...

حرف داداشت گوش میدی

فقط بچسپ بهشون


تا میتونی خرج رو دستشون بزار

با سیاست باش

زمونه لج نمونده

از راه خودش وارد شو

بلاخره صداشون در میاد شوهرت برعکس میشه

کاربری اقا .kurdstan ن همان دیوانه اییم.که بعد از مرگت مادر.زندگیم دیوانه ایی را قبول کردم

حرف داداشت گوش میدی فقط بچسپ بهشون تا میتونی خرج رو دستشون بزار با سیاست باشزمونه لج نمونده از راه خ ...

آدمای خرج کن نیستن اخه خیلی گشنه ان

واس من و بچم تا حالا خرج نکردن

بچم بغلم بود پستونک بچم افتاد روفرش ازش خواستم بشوره انگار بهش توهین کرده باشی کلی داد میزد چرا پستونک بچتو من بشورم

آدمای خرج کن نیستن اخه خیلی گشنه انواس من و بچم تا حالا خرج نکردن بچم بغلم بود پستونک بچم افتاد روف ...

تو بری مجبورن سهم شمارو بپزن

این جور ادمارو باید چزوند

کاربری اقا .kurdstan ن همان دیوانه اییم.که بعد از مرگت مادر.زندگیم دیوانه ایی را قبول کردم

تو بری مجبورن سهم شمارو بپزن این جور ادمارو باید چزوند

از آدم ندیده نمیشه کند اخه بری خونشون میگن ما غذا نمیخوریم رژیم داریم بزور مگه غذا درست کنه بعد دست پختی نداره غذاهاش اینقد بد مزس انگار داری اَشغال غذا میخوری



اون شب که بهت فحش میدادن دقیقا چرا همچنان موندی خونشون؟؟؟

چرا کتکت زدن بی شعورا؟؟

تعریف میکنی

درخواست دوستی به هیچ عنوان قبول نمیکنم🚫⛔ حتی شما دوست عزیز❤️ هر چی میخوای بگی تو تاپیک بگو 😘

شوهرت کجا بود؟؟؟ الان شوهرتم قهره باهاشون؟؟؟

شوهرم نبود اون شب بچم کولیک ورفلاکس شدید داشت قرار بود مادرشوهرم و پدرشوهرم کمکم کنن تا شوهرم بیاد

اینقد مادره فحاشی کرد که شوهرم یک شب خودشو رسوند

خونشون خیلی کم میره باهاشون حرف میزنه خیلی کم البته پدرشوهرم اینقد خاله زنکه همش پیگیر زندگی ماست

آدمای خرج کن نیستن اخه خیلی گشنه انواس من و بچم تا حالا خرج نکردن بچم بغلم بود پستونک بچم افتاد روف ...

عزیزم خب خودت برو بشور

احساس میکنم شما هم کم ایراد نداری

آخه مگه به بچه ۵ ساله دستور میدی؟!!؟!؟!!

من دو تا بچه بزرگ کردم شیر به شیر هیچ کمکی هم نداشتم خودم همه کاراشونو میکردم سزارینم بودم

بعد اون زن خل وصعه بچه نوزاد میدی دستش اونم پرت کنه رو تخت؟!؟!؟!!!!

چرا اصلا گذاشتی بغلش بگیره؟!

بعد چرا باید گربه از روی شما رد بشه؟!؟؟!!!!

مگه کجا زندگی میکنین

معمولا حیوانات از آدما میترسن

درخواست دوستی به هیچ عنوان قبول نمیکنم🚫⛔ حتی شما دوست عزیز❤️ هر چی میخوای بگی تو تاپیک بگو 😘

آدمای خرج کن نیستن اخه خیلی گشنه انواس من و بچم تا حالا خرج نکردن بچم بغلم بود پستونک بچم افتاد روف ...

عزیزم خب خودت برو بشور

احساس میکنم شما هم کم ایراد نداری

آخه مگه به بچه ۵ ساله دستور میدی؟!!؟!؟!!

من دو تا بچه بزرگ کردم شیر به شیر هیچ کمکی هم نداشتم خودم همه کاراشونو میکردم سزارینم بودم

بعد اون زن خل وصعه بچه نوزاد میدی دستش اونم پرت کنه رو تخت؟!؟!؟!!!!

چرا اصلا گذاشتی بغلش بگیره؟!

بعد چرا باید گربه از روی شما رد بشه؟!؟؟!!!!

مگه کجا زندگی میکنین

معمولا حیوانات از آدما میترسن

درخواست دوستی به هیچ عنوان قبول نمیکنم🚫⛔ حتی شما دوست عزیز❤️ هر چی میخوای بگی تو تاپیک بگو 😘

اون شب که بهت فحش میدادن دقیقا چرا همچنان موندی خونشون؟؟؟چرا کتکت زدن بی شعورا؟؟تعریف میکنی

چون جایی نداشتم برم شوهرمم نبود وقتی شوهرم اومد گفت بمونیم صبح بریم

اینکه چرا کتکم زدن رو خودشون هم نمیدونن

مادرشوهرم میگه شیطون رفته بود تو جلدم یه جوری شده بودم که تا حالا اونجوری نشده بودم و عمو شوهرم میگه زن داداشم مشکل اعصاب و روان داشته و دارو مصرف میکنه تو که عروسشونو نمیدونستی

بچم دو ماهه بود رفتیم خونه پدرشوهر و مادرشوهرم که بچه رو ببینن و چون شوهرم نبود کمکم کنن

بچه کولیک و رفلاکس داشت بخاطر کولیکش از بعدازظهر گریه هاش شروع میشد ولی اون روز کلی بچم بازی کرد و خوابید

وقتی بیدار شد شیرشو دادم سینش خس خس میکرد پدرشوهرم گفت مشکل ریه داره باید ببری دکتر ریه گفتم نه پدرجان ریه اش مشکل نداره بردمش پیش دکتر گفته واس رفلاکسه بچه رو یه جوری گرفت بود که شیر برگشت کرده تو دماغش هیچ جوره آروم نمیشدهرکاری میکردم بچم آروم نمیشد داد دست زنش گفت من میرم بخوابم

زنه هرکاری کرد نتونست آرومش کنه آورد رو تخت انداخت یه جوری انداخت که بچه به صورت افتاد گفتم خفه میشه اینجوری گفت مگه من نوکر باباتم که بچتو نگه دارم شروع کرد به فحاشی و زد تو صورتم

زنگ زدم شوهرم گفتم مامانت داره فحاشی میکنه و مثل دیوانه فحش میده

شوهرم گفت دارم میام

انگار که گریه بچه عصبی کنه دیوانه شده بود

الان پدرشوهرم میگه داروهاشو نخورده بوده واس همین اینجوری شده بوده

خودش میگه شیطون رفته بود تو جلدم

تو فامیل جاری ها و خواهراش و ... میگن باهامون درگیری داشته اونم بی دلیل یهو اینجوری میشه



عزیزم خب خودت برو بشور احساس میکنم شما هم کم ایراد نداری آخه مگه به بچه ۵ ساله دستور میدی؟!!؟!؟!!من ...

مادر شوهرم گربه نگه میداره داخل خونشون نه از این گربه های نژاد دار از این گربه های خونگی

من بچه توی آغوشی بغلم بود داشت گریه میکرد همینجوری که گریه میکرد و سعی داشتم آرومش کنم پستونکش افتاد من هیچ وقت دستوری ازش نخواستم پستونکو بشوره خیلی مودبانه ازش خواستم بشوره چون خودم نمیتونستم خم شم بردارم از روی فرش از اون خواستم

من کلا بارداریم از گربه میترسیدم ازش خواستم گربه هارو از خونشون خارج کنه گربه رو نه تنها خارج نکرد بلکه ذوق میکرد وقتی گربه بهم نزدیک میشد

آدمای خرج کن نیستن اخه خیلی گشنه انواس من و بچم تا حالا خرج نکردن بچم بغلم بود پستونک بچم افتاد روف ...

برا منم ۹ماه بارداری ک اصلا راهم ندادن

ب دنیا اومد گیر دادن بچه ما باید بیای

دیگ بچه راه افتاد کثیف کاری داست گفت نیایید

همش اینجور میکردن به زور مدیریت کردم

الان دارم از پسر روانیشون میکشم

لیلی عالم تویی با این همه مجنون....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز