کلا بزرگ ترین مشکلم دادشامه ۱۹ سالشه رفتاراش مثل بیماران روانیه پدرم فوت شده مادرم بزرگساله زورش بهش نمیرسه هر روز مشکل درست میکنه یعنی من بیام توی هال حرف بزنم میگه حرف نزن برو تو اتاقت یا تو حیاط حق نداری حرف بزنی وقتهایی هم زور بگه من صدام بلند کنم میگه جیغ. نزن مستقیم میاد لگدم میزنه بعد میگه اگه مامانم خونه نباشه حق نداری پمپ آب باز کنی صداش میاد خب معذرت میخام مگه میشه آدم نره سرویس بهداشتی شبها از ساعتی به بعد میگه حق ندارید برید دشوری وای من چقدر استرس گرفتم دوستام بهم میگن ازدواج کن از دستش فرار کن مگه ازدواج الکیه