2777
2789
عنوان

فوبیای پریود

315 بازدید | 43 پست

من وقتی پریود میشم واقعا فلج میشم و کل زندگیم مختل میشه. درد یا خونریزی غیرمعمول ندارم ولی اصلا و ابدا نمیتونم از جام حتی یک سانت تکون بخورم واقعا چندشم میشه دلم میخواد فقط سه چهار روز تمام بشینم یه جا حتی غذامم رو تخت میخورم..واسه دستشویی رفتنم با مشقت و سختی مسیر اتاق تا دستشویی رو طی میکنم، سرکارم که سه روز اول طبیعتاً نمیرم..حتی یه بار وقتی پریودم تو امتحانا بود نرفتم امتحان بدم و ترم بعد دوباره اون درسو برداشتم🫥هی هر ماه باید کلی استرس بکشم که نکنه باز فلان روزِ مهم من پریود باشم نتونم برم..

کلا از حس اینکه پریودم بدم میاد و نمیخوام از خونه بیرون برم خونه که هیچ از روی تختمم بلند نمیشم

همه میگن بیش از حد حساسم و باید کمش کنم ولی جداً نمیتونم دست خودم نیست وقتی پریودم انگار یه جنازم که داره نفس میکشه تو حالت نباتی ام انگار..میخوام بدونم کسی هست مثل من باشه یا واقعا غیرعادیم؟

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند، در راه هوشیاری خود مست میرود

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

وا

خیلی دیگه بزرگش میکنی

من که اصلا نه درد دارم نه چیزی فقط رو اعصابم تاثیر میذاره😂

کاربری ارمیناز هستم . اکانت خودم تعلیقه تا ۱۴ روز💫 اكثر انسانها حتی جسارت دور ريختن لباسهايی كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارندبعد از آنها توقع داريم باورهای غلطی راکه قرن هاست در ذهنشان زنجير شده است به راحتی كنار بگذارند و دور بريزند جهل نرمترين بالشی است كه بشر ميتواند زیر سر خود را بگذارد و آرام بخوابد 🦋 هرگز نخواب کوروش ای مهر آریایی بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد 🦁

من متاهلم یه ساله از کاپ قائدگی استفاده میکنم واقعن به معنای واقعی زندگی میکنم

از همونم چندشم میشه اخه..

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند، در راه هوشیاری خود مست میرود

برعکس من اصلا انگار عادی ام فرقی نداره برام😂

اما دوستم مثلا تا سرکوچه کار داشته باشه نمیره مگه اینکه واجب باشه،یا مدرسه رو ۴ روز اول اینارو نمیره

بنظرم یکم لوس بازیه،البته اگه درد نباشه و خونریزی زیاد

در خنکای نسیم صبح زیر درختان سبز و بهاری باغ سلطنتی، کنار دریاچه قو نشسته ام و زیرلب آواز میخوانم و نقاشی ای میکشم که در هر رنگ آن،تمام جادوی درونم را نهاده ام،با آن لباس سرخ و سفیدی که همرنگ لاله های باغ من است،میان شکوفه های گیلاسی که سقوط میکنند میرقصم و از تمام آن روز استفاده میکنم🌷✨ و نه... حالا من جسمم را حس میکنم،جسمی که میفهمد،فقط یک آدم رویاپرداز است که هرروز،در باغ جادویی اش قدم میزند،و گاهی هم نامه ای برای شاهزاده قلمرو کناری مینویسد و درمورد روز آشنایی در همان باغ برایش میگوید🥲💞

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز