من خودم کات کردم بهش گفتم بیا جلو گفت فعلا نمیتونم منم پا پس کشیدم چون پسره از اون پسرایی بود که دوست دختریو قبول ندارن خانوادتن یکم تفکر قدیمی دارن منم گفتم چرا با این دوست بمونم فردا اگرم واقعا بخواد بگیره بازم برمیگرده میگه تو با من بودی لاس زدی
کشیدم کنار
دعانویس خوبم سراغ دارم برم ازش دعا بگیرم ولی دست و دلم نمیاد برای دعا نمیدونم چرا
سپردم به خدا توهم بسپار به خدا و زمان