2777
2789
عنوان

خاله ی رو مخ

123 بازدید | 5 پست

خالم برای آخرین امتحان نهایی من که ریاضی بود اومد خونمون

با شوهرش بحثش شده بود مامانم اوردش خونمون که اروم بشه و اینا با کلی انرژی منفی بعد دختر خالم اومد دنبالش که ببرتش دختر خالم تو اتاقم نشسته بود یهو خالم اومد باهاش بحث کردن

دیگه من از اتاق زدم بیرون حرفاشونو نشنوم بعد دیگه از اتاق اومدن بیرون تو پذیرایی بحث کردن

تازه دختر خالم نشسته بود درد و دل برا مامانم بعد بهم میگفت میشه بری تو اتاق من یجاهاییشو نمیخوام جلو تو بگم گفتم نه نمیشه

بعد حالا میخواستم خودمو خواهرم موهامونو رنگ کنیم خاله کوچیکم که ارایشگره خونه خاله بزرگم بود همین خالم که رو مخه

بعد مستقیم گفت برید خونه هم خوبه فلانی درس داره فردا امتحان داره و اینا بعد بهش گفتم فلان روز امتحان داشتم اومدید شما هم بعد میگه تو که درس نخوندی گفتم چرا خوندم ولی مامانم گفت برو تو اتاق خاله اینا اومدن

بعد همش میگفت وای دخترم سکته نکنه از درس

بعد هم نشست کل کل با اون یکی خالم یه دعوا در اومد بعد نشسته بود وردل دخترش داشت براش تعریف میکرد

..

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من متوجه نشدم اصلا

خالم خودش برای امتحان نهایی ریاضی من روز قبلش اومد خونمون تا شب بعد اونجا هم با دخترش بحث کرد

بعد وقتی ما رفتیم خونشون مستقیم تیکه مینداخت که دخترم فردا امتحان داره اومدید

..
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز