یه رمان مدرن هست که داستانش توی اردبیل توی خانواده ای به اسم اورخانی اتفاق میفته
دو تا برادر توش هستن که یکیش اسمش آیدینه(روشنفکر و مدرن هست و زیر فشار های پدرش خورد میشه و خیلی اذیت میشه چون باباش سنتی و متعصبه)
اورهان برادر کوچیکتر هم حسادت میکنه به آیدین و وارث تفکرات پدرشه
و خب یه بخشی از داستان هم برادر کشیه ، مثل هابیل و قابیل،اورهان نقش قابیل رو بازی میکنه
مفهموم داستان همون جنگ بین تعصب و سنت و روشنفکری و مدرنیته هست