بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
-واسه کل امضاهام استدلال دارم:) All of us , will residences to HELL:) There isn’t any PARADISE +نیست در دیده ما منزلتی ،دنیارا :) ما نبینیم کسی را که نبیند،مارا :) #گریویتی:) -وقتی سطح شعورت بالاست، با سطح پایین تر از خودت ست نکن:) +حسی 🥀که به عشق 🚨دارم ، توی رانندگی 🚘ارضام مکنع 🏎:) -من بازیامو بچگیام کردم ،میای سمت من جدی باش!+تو صادق باش💛-شاید☘️ یه نویسنده📗:)+آماده 🐋باش هرچیزی رو که داری 🦈درعرض ۳ 🐟ثانیه ،تخلیه کنی:) -نیمه🎆نقاش🔮+ملیس جان، همش ۱ ثانیه نیست که داری زندگی میکنی:) -نه از رومم :) نه از زنگم :) همان #بیرنگ بیرنگم :)) hayat Geçer ve Gecenin sonu biter Beyaz güne «دنیا داره می رونه :) رو صندلی عقبیم :) » (تو فقط سارق نباش:) قول میدم وسط بهشت ساکن شی)
کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!