این خاطره یه چیزمعمولیه ولی خیلی دوستش دارم اوایل نامزدی به شوهرم گفتم دلم عروسک خرس میخاد شدصبح ساعتا 11گفت بیا بیرون دیدم در توماشین نشسته بعد یه عروسک خرس بزرگ هم نشونده رو صندلی شاگرد وای خیلی اون روز رو دوست دارم بعدرفتم توخونه نشون مامانم دادم گفت تو خودت خرسی هستی بعد رفته برات خرس خریده😂😂😂😂😂😂