2777
2789
عنوان

اینم شانس ما

84 بازدید | 8 پست

اومدم کمک بگیرم پس بیاین کمکم چون من اومدم نی نی سایت ازتون راهکار بخوام.

خانم خیلی خسته شدم.

16 سالمه همسن و سال هام رو میبینم دغدغه اون ها اینه که آرایش چی کنن چی بپوشن حالا من باید دغدغه ام این باشه که چرا باید مادر و پدرم به هم خیانت کنن.

خانما من قضاوت نکردم و با چشم های خودم دیدم. اول پدرم 4 سال پیش با همکارهای سرکارش که زن بودن چت عاشقانه و جنسی میکردم و مادرم یه روز باهم هم دلیلش کرد به گفت. ولی منم امسال متوجه شدم که مادرمم داره خیانت میکنه. چت عاشقانه میکنه . چت جنسی میکنه. حتی خیلی عذر میخوام متوجه شدم رابطه جنسی هم داشته باهاش. فقط هم من خبر دارم . مادرم نمیدونه من باخبرم. 1 ماهه متوجه شدم و هر شد دارم گریه و فکر و خیال میکنم. برای خودم داستان میسازم که این اتفاق ها نیوفتاده.

دیروز انقدر حالم به خاطر کار مادرم بد بود گریه کردم پدرم دید گفت چرا صورتت اینطوریه یهو بغضم ترکید فقط پربدم بغلش گریه کردم آخرش مجبور شدم بهونه مسخره بیارم الان فکر میکنه من هنوز دختر بچه ام به خاطر شدت مسخره بودنش.

خانما کمک کنید دیگه بریدم. من چجوری کار برام با قضیه؟


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

عزمزمه بیا بغلم🫂😭✨️


بقیه حسرت میخورن چرا این لباس رو دارن ندارن ( همکلاسی هام) بعد من باید ببشینم تا 1 شب گریه کنم از شدت فکر و خیال. از یه طرف هم دلم براشون میسوزه هم ناراحتم. مادرم به خاطر منو و برادرم طلاق نگرفته و وگرنه میخواست جدا بشه

بقیه حسرت میخورن چرا این لباس رو دارن ندارن ( همکلاسی هام) بعد من باید ببشینم تا 1 شب گریه کنم از شد ...

واقعا نمیتونم بگم درکت میکنم و اینا چون هرکسی مشکلات زندگی خودش رو داره و منم جات نیستم ولی از ته قلبم میگم لطفا گریه و غصه رو بذار کنار اگه تاپیکای قبلنم رو ببینی منم یه مشکل مشابه داشتم و آنقدر سر این موضوع رفتار های پدرم گریه کردم و غصه خوردم هیچ فایده ای نداشت فقط کلی از تایمی که میتونستم خوشحال تر باشم رفت

قایقی خواهم ساخت/خواهم انداخت به آب/دور خواهم شد..

واقعا نمیتونم بگم درکت میکنم و اینا چون هرکسی مشکلات زندگی خودش رو داره و منم جات نیستم ولی از ته قل ...



من نمیتونم خوشحال باشم. هیشکی نمی خواد اینجا با من حرف بزنه. خودشون که از سرکارش میان خسته ان حالا ندارن داداشمم که 9 سالشه یه ذره جنبه نداره. یه دوست هم دارم 6 ساله دوستیم اساس کشی کردیم فقط میتونم بهش پیام بدم. الانم عروسک میبافم میفروشم سرم گرم میشه در طول روز به قضیه زیاد فکر نمیکنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108