سلام خانما من چن سال پیش یه رمان خوندم الان هرچی فکرش میکنم اسمش یادم نمیاد دربارهی یه دختری بود اسمش آذر بود بعد دوتا داداش اسماشون حسام و احسان عاشقش میشن اگه اسمش میدونین بگین از بس فکر کردم دیوونه شدم
آذر تو یه شرکت کار میکرده همونجا با احسان آشنا میشه و عاشق هم میشن ولی حسام تو اتوبوسی که آذر باهاش میرفته سرکار می بیننش و عاشقش میشه دیگه هرروز به بهونه ی دیدن دختره سوار اتوبوس میشه دیگه احسان خانوادشو میبره واسه ی خواستگاری آذر همونجا حسام خشکش میزنه و میفهمه این همون دخترس
اونا با هم ازدواج میکنن ولی بچه دار نمیشدن میرن یه بچه از پرورشگاه میارن اسمش هم میزارن سیاوش حسام هم با به دختر دیگه ازدواج میکنه بچه دار هم میشه اسم پسرش هم میزاره روزبه