امروز از پارتنرم حس پیچوندن گرفتم خیلی زیاد
تا ساعت ۴ که شهر من بود(لانگیم) ولی حتی تعارف نکرد که بیاد ببینتم(یکی مهمونشون بود آورده بودش بازار اینجا که برای شاپش خرید کنه)ولی اگه میخواست میتونست بیاد نه؟؟؟
از ساعت ۴ تا ۷ آفلاین بود نمیدونم چیکار میکرد
از ۷ تا ۱۰ پیام داد ولی من سین نکردم بعد نوشتم شب بخیر
گفت ببخشید برقامون رفته بود
۱۰ گفتم باشه دیگه سین نکرد زنگ زدم بهش گفت آنتن ندارم گفتم خب از یکی هات اسپات بگیر گفت برای اونام نمیاد من میرم سر کوچه شاید اومد
یه ربع گذشت خبری نشد زنگ زدم بهش گفت داشتم فلان وسیله رو درست میکردم
یهو به دلم افتاد استخاره بگیرم گفتم خدایا میخوام به این استخاره اعتماد کنم نتیجه این بود که خوب نیست ادامه نده
بهشم گفتم گفت خیلی غیر منطقی بود که به اون میگفتم برگرد چون من راهنما بودم فکر کردم خودت میفهمی منم گفتم یارو ۴۰ سالشه مگه لاله یا فلجه که گم شه؟؟؟