یه بار من داشتم درس میخوندم
اخه من خوابالو ام خیلی بعد میخواستم کتاب بردارم بین میز مطالعه ام و کتاب خونه ام تقریبا یه متره بعد من میخواستم کتاب بردارم پاشدم رفتم سمت کتابخونه کتابم پایین بود نشستم بردارم خوابم برده بود یعنی تو اون یه متر من شهید شده بودم و به میز مطالعه ام نرسیده بود اونم سه ساعت قدمم بلنده جا نشده بودم همونطوری پاهم بالا مونده بود بعد بابام اومده بود میگفت عه فکر میکردم داری درس میخونی نگو هلاک شدی