سلام
صرفا فقط امدم درد دل کنم.
من تو خانواده معمولی و سطح مالی پایین بدنیا امدم
مادرم ادم بشدت حرصی و تحمیلگراست
پدرم هم بشدت ادم خودخواه و خانوده دوست(منظورم خانواده خودش هست منو مادر و خواهرمو اصلا خانواده اش نمیدونه)
از اول ازدواج مادر پدرم دعواهای زیادی بوده که حالا بماند
من از بچگی توی دعوا بزرگ شدم توی دعوا های وحشتناک خانوادم و شدم ی ادم ترسوی مضطرب که دوساله دارم قرص اعصاب میخورم سنی هم ندارم ۱۶ سالمه.
از خوانواده پدری بخوام بگم عمه هام همه ادمای پرو و عوضی عمومم که وقتی فقط پول بخواد یاد پدر من میوفته کلا خانوادش ازمون پول زیاد میخوان .خداشاهده وضع مالی همشون از ما صد لول بالا تره بابای من ی کارگرسادس خرجی خودمونم بزور میدیم.... و اینم بگم پدرم با رضایت کامل میده
هزار ها بار تو خونمون سر این قضیه دعوا شده ولی پدرم اصلا اهمیتی نمیده...آدمای گشنه اییم هستن اصلا درک ندارن
و اینم بگم خود بابای من مشتاقم هست اصلا مشکلی نداره حاضره ما گشنگی بکشیم ولی خم به ابروهای خواهراش نیاد
حاضره براشون تیک تیکمون کنه ،یعنی وقتی خواهزاده هاشو میبینه خواهرشو میبینه ی ورژنی از پدرم میبینم که تاحالا ندیدم. راستش حسودی میکنم..... پولی که حق منه برای آیندمه
من کتاب نمیخرم که به پدرم فشار نیاد لباس نمیخرم که به پدرم فشار نیاد.... ولی پولی که حق منو خواهرمه باید خرج منو خواهرم شه خرج خواهراش میشه که خدارشکر هم شوهر دارن هم بهترین زندگیو دارن و من احساس میکنم حقم خورده میشه من تو بدترین شرایط باید زندگی کنم که...چی؟
بعد چند سال درس خوندن توی مدارس داغون دولتی بدون ذره ایی هزینه امسال نمونه دولتی قبول شدمو هنوز به رفتن و نرفتنم شک دارم... برای شهریش عذاب وجدان دارم
حالا که فک میکنم چی نرم که همون خرج پسرعمه دختر عمه هام شه؟؟؟؟؟ محبتی که برای منه پولی که برای منه داره خرج بچه های دیگه میشه🙂
عمه هامم واقعا بی وجدانن خیلی بابامو پر میکنن طوری که بابام حتی نگاهمونم نمیکنه وقتی از پیششون بر میگرده
امروزم یکی از اون روزاست و فردا از خونه مادر بزرگم بر میگردیم و از الان تپش قلب استرس دارم ارزو میکنم به فردا نرسم چون مشخصه قراره ی دعوای اساسی شه🙂