سلام به همگی
من به مشورت احتیاج دارم
الان ۱۰ ساله که نتونستم تصمیم بگیرم چون سختی زیاد کشیدم
دوران ازدواجم و دعواهامون و غریبی و بی کسی
بعدش ivf و سختی اش
زایمان کردم و افسردگی زایمان و غریبی همه و همه بهم فشار آورد
مادر خوبی نبودم گاهی دیگه سر درسهایش کم میآوردم
خیلی دل شکسته ام
۱۵ ساله ازدواج کردم نمیتونم برم تهران کنار خانواده باشم شوهرم کارمند و حقوقش برای اجاره تهران کافی نیست
شهرستان سازمانی نشستم ولی خیلی دلم شکسته
دلم برای پسرم میسوزه برای توجه بقیه از توپ و بدمینتون و....میبره و از وسایل خودش به بقیه میده
تا ۱۲ شب میمونه پارک با بچه ها بازی کنه
شوهرم خیلی آزارم داد خیلی اذیتم کرد
نمیدونم چیکار کنم بریدم
پارسال تخمک کسی کردم و فریز کردیم ولی دلم رضا نمیده برم انتقال
کار خداست که رضا نمیده دلم یا واقعا همه تو این شرایط میترسن؟😔