سلام بچه ها خستم دیگه
خوب اول از همه من ۱۵سالمه امسال میرم دهم تجربی و خب دختر بزرگ و فرزنده اولم یه برادر دارم 3سال ازم کوچیکترن و تفاوت سنین با مامانم ۱۶سالم هست(البته ۱۵سال و ۱۱ماه هستش)
خب ما تو خانواده پدریم ۷تا عمه دارم (همشون بالای ۴,۵بچه دارن به جز چند تاشون)و دوتا عمو که یکدوم یه دختر یه پسر اونیکی دو دختر یه پسر
کلا تو شهرستانون دختر زود شوهر میدن از ۱۰سال تا ۱۵سال همه دخترا شوهر میکنن
من خب دوست دارم پزشک بشم همش خانواده پدریم مسخرم میکنن و تیکه میندازن فقط یکدوم از عموهام دخترش درس میخونه همسن من هست اونا هم درسشون خوب نیست اما همش پز میدن مامانش خیلی رو مهمه انقدر پز میده
خلاصه کلا مسخره میکنن فکر کنین یکی دو نفر نیستن(بعضی عمه هام از اونیکی ها بهترن)
مثلاً دختر عمو بزرگم(بابایی من پسر کوچیک و جزو چند بچه آخره)یه سال ازم بزرگتره دو بار نامزد کرده و جدا شده «شیشم ترک تحصیل کرده)همش با این پسر اون پسر پیام بازیش هست(شهرستانمون نمیزارن دختر تنها بره بیرون میگن دختره فلانی خرابه😐)
و بهم میگه:آدم سالی چند کیلو(کمتر از ۵کیلو)تریاک جمع کنی بیشتر از دکتر پولش هست(تو کاشت تریاکن اونا)
و هی تیکه میندازه
گفتم:......داری چی میگی پزشک خوب باشه ماهانه همین پول رو در میاره
اما اون همش مسخره میکنه و تیکه میندازه یا میاد خونمون نمیزارن درس بخونم
بعد با همکلاسی و معلمم حرف بزنم میگه تو داری با یه پسر حرف میزنی یا مثلاً گوشیم رو از دستم میگذره به زور میره پیامهام و گوشیم رو چک میکنه یا میگه تو نامزد داری به ما نمیگی
یا مثلاً اول اسم بابام و داداشم( م )هم رمز گوشیم م بود به انگلیسی میگفت این فلانیه اول اسم گوشیت (ما دختر تا نامزد نکنه نامزدش براش گوشی نمره گوشی برا دختر نمیخرن)اما بابام برام گوشی خرید اون میگفت چه معنی میده دختر گوشی دست بگیره خدا جوابش. رو داد بعد از اون دو یار نامزد کرد جدا شد بعد حالا نامزد قبلیش میگه نه من میزارم اون ازدواج کنه نه دو تا دختر عموهاش «یه خواستگار داشتم اومدن ما هم جواب منفی دادیم نامزد اون رفته بود گفته بود تا این قبول نکنه و پول من رو پس نده من نمیزارن اینا شوهر کننن بعد دختر عموم و زن عمو هام چون من خواستگار زیاد دارم و تا اون موقع نگفته بودیم از حسودی داشتن میکردم میگفتن چرا مادربزرگمان برای من خواستگار قبول میکنه برا اونا خواستگار جور نمیکنه😐»(سالانه تا۶یا۷خاستگار میاد اونا از همشون خبر نداشتن)خودم دوست نداشتم بدونن
این دختر عموم میره پول خرج عمل و لباس میکنه اما پول اون بنده خدا رو نمیده تازه میگن یکی هم نامزدش هست اما بقیه خبر ندارن)
خلاصه حتی دختر عمه هام دوتاشون از من یکدوم دو سال یکدوم یه سال کوچیکترن ترک تحصیل کردن۷ام و۸ام میگن«یکدوم دوست پسر داره اون یکی نامزد کرده اما جدا شده»
پزشک ها آدمای خرابین با همکاری مردشون حرف میزنن
و معلمی حقوق کمی داره
اصلاً بهتر درس نمیخونیم
و منم گفتم قرار نیست با کسی همکار باشی چون مرده باهاش حرف نزنی و....
جواب های دندون شکن
بابام میگه خوب جوابشون رو بده مامانم میگه ولشون کن
مامانم هم خیلی ساخته هم ساخته اما من نه نمیتونم