من با یکی از دخترای فامیلمون خیلی صمیمی هستم امسال میره کلاس دوازدهم چند وقت پیش یک مشکل خانوادگی براش پیش اومد که خداروشکر حل شد و زندگیشون آرومه . خوابگاهی بود ولی امسال نمیخواد بره خوابگاه خانوادشم مشکلی ندارن یکسره میگه کسلم حال ندارم یکسره میگه برم خودمو از پشت بوم بندازم درسام زیاده امروز بهش گفتم اگه اینجوریه همه باید خودشونو بندازن بعد گفت خب بندازن گفتم پس تو هم زودی برو بنداز خودتو غرغر کرد همه با من منطقی صحبت میکنن تو با من منطقی نباش حالا من از یکچیزی ناراحت باشم کلی نصیحت میکنه میگه این چیزی که تو ناراحتی چیزی نیست تو جای من نبودی
اخلاقش اینجوریه که از یک مشکل کوچیک یک چیز خیلی بزرگ تفسیر میکنه
میگم یک مدت امتحانی برو پیش تراپیست شاید بهتر شدی میگه نه اونا چرت و پرت میگن
سردرد شدید میگیره حالش بد میشه میگم بیا قرص بخور میگه نمیخوام میگم برو دکتر میگه دکتر فقط چند تا قرص میده چیکار میکنه
خیلی دوستش دارما ولی بعضی رفتاراش واقعا اذیتم میکنه