زندگی من خیلی جریان داره اما یکیش چند سال پیش شوهرم ی کپسول اورد گفت بخور گیاهیه و فلان و برا لاغریه همیشه ی دونه دونه میورد بهم میداد و اصلا من هیچ شکی بهش نداشتم ک نقشه داره تا ی روز دوتا برام اورد ک پشت سرهم خوردم و دیگه کلا هرکاری ک میگفت میکردم سفته برام اورد امضا کردم و و و خیلی چیزا دگ ک مهریما ببخشم و البته من همون روز نمیفهمیدم چکار میکنم بعد چند روز ک حالم خوب شد اومد و تهدیدم کرد ک حالا یعنی طلاق نگیرم داستان زندگی من خیلی طولانیه
خلاصه
دوباره چند روزه ی چیزی اورده ک من بخورم ک میگه این دفعه برا رابطه زناشویه اما دفعه اول ک خوردم سرگیجه بدی داشتم و اینم بگم وقتی میاره با استرس میاره کم کم میاره و حتی وایمیسه ک من بخورم خیالش راحت شه اما دوباره ک اورد من تو دهنم نگه داشتم و قورت ندادم ک برم بدم ازمایش ک ببنم چیه توش اما قبول نمیکنن ازمایشگاهیا شما راه حلی ندارین
شکایتم نمیشه کرد چون ی وق اخرسر هیچ چیز خاصی نباشه و من بده داستان میشم