دلیل تمام احساسات بدم
دلیل اینکه همیشه حس ناکافی بودن و بد بودن نسبت به خودم دارم
همه اش مادرم بوده
از اینکه بعضیا میان به راحتی میگن مادر قدیسه است احترامش واجبه حالم به هم میخوره
مادرم تمام امتحاناتش رو روی من که فرزند اولش بودم انجام داد
ازش متنفرم
من و به زور توی سن 14 سالگی دوبار شوهرم داد
دفعه اول اجبار کرد ازدواج کنم، کردم و اون ازدواج به طلاق انجامید و دوباره بعد شش ماه از طلاق گفت برای ما افت داره تو زود بعد طلاق شوهر نکنی دوباره شوهرم داد
انتظار داشت درسمم خوب باشه و پزشکی قبول شم
تو خودت من و توی خونه خودت که اتفاقا خونه منم بوده تحمل نکردی چطور انتظار داری با اون بار مسئولیت درسمم به درجات عالی برسه
وقتی به اینا فکر میکنم میخوام آتیش بگیرم
باور کنید با همچین مادری هرکس دیگه ای جای من بود شاید الان توی تیمارستان بستری بود
حالم ازش به هم میخوره
حالم از همه اون لحظاتی که توی سن پایین باید توی بغل شوهر میخوابیدم اما دلم نمیخواست به هم میخوره
خیلی متنفرم ازش 😭