قسمتم شده غم درد و جدایی از یار/تنهایی دل من کرده پر از زخم بسیار
هر بار خواسته که برخیزم و سرگیرم زیست/تیری زد فلک و گوشه شدم حال نزار
نیست دیگر رمقی در تن زار و تنها/غم هر لحظه گذارد بر من بیش بار
زیر بار غصه دوش شده خسته اشک بیش/یا رب تو نظری کن به دلم غم بی عار