درکت میکنم من شوهرم چند ماه پیش بعد از سقطم یه خیانت ریزی کرد ینی رفته بود دنبال دوس دختر 12 سال پیشش تو اینستا با ههم صحبت کرده بودن یا نه رو گردن نگرفت ولی انقدی با اون اکانت ارتباط ایجاد شده بود که اینستا داشت به منم پیشنهادش میداد خیلی دلم ازش شکست بعد از سقطمم بود خیلی از لحاظ روحی خرد شدم دیشب یه خواب دیدم براش نوشتم توی یه کانالی که تو دوران دوستی داشتیمش نمیدونم کی بخونه :دیشب خواب میدیدم که یهو یه پیام از ...... روی گوشیت دیدم انگار دو تا رفیق صمیمی بودین و تو وقایع روز رو براش تعریف میکردی با اینکه اون لحظه حس میکردم بین شما هیچوقت هیچ اتصال و صمیمیت روحی شکل نمیگیره و فقط دو تا دوست معمولی شاید باشید به این فک میکردم چرا باید اتفاقای روزش رو برای یکی به جز من تعریف کنه ! شروع کردم به داد و بیداد اما دیدم خسته ام نای حرف زدن یا داد زدن ندارم شروع کردم به دویدن تا ازت فرار کنم دنبالم میدویدی و من با استرس بیشتری ازت فرار میکردم یه نفر گفت صبر کن دوستت داره گفتم ولم کنید من دیگه خستم انقد دویدم تا از جلوی چشمت محو بشم بلاخره گمم کردی وقتی گمم کردی نشستم یه گوشه خیابون انگار منتظر بودم تا بیای پیدام کنی از همون لحظه خواب تا وقتی صب بیدار شدم دائم یه بیت شعر توی سرم بود : ای در دلم نشسته... از تو کجا گریزم؟