درباره ۱۰ نفر تو یه قایق نجات ک از غرق شدن یه کشتی خییلی لوکس نجات پیدا کردن
بعضی ها ک تو اون قایق هستن کارگرن، بعضیا داتشمند، یکی هم صاحب کشتی
ادمایی از قشر های مختلف
که یهو یکی تو اب پیداش میشه و میگه من خدا هستم
اولش مسخرش میکنن
یکی ک متخصص اقیانوس بوده میگه با توجه به شرایط دریا امکان نداره یه ادم زنده مونده باشه
بهش میگن چجوری افتادی تو اب؟ میگه نیوفتادم تو اب
میگن خب پس چرا اینجایی اگه نیوفتادی تو اب
میگه مگه شما منو صدا نکردین🙃 همچنان بقیه میگن چون تو اب بوده توهم زده ک خداس
ولی حرفای خیلی جالبی میزنه
و داستان از زبون کسیه که توی یه دفترچه خاطراتشو داره مینویسه به صورت نامه هایی برای همسرش، ک بعد نیفهمیم ک همسرش سال ها قبل مرده بوده، در ادامه ی داستان اتفاقات جالبی میوفته و اون شخص بالاخره از غم از دست دادن همسرش عبور میکنه
منمذهبی نیستم، ولی این کتاب حالتو با ایجاد این باور ک کسایی ک از اینجا رفتن حالشون خیلی از ما بهتره و ما از اولشم به اینجا تعلق نداشتیم و به اون ها میپیوندیم، دل ادمو اروم میکنه
اگه خواستی براش بگیری، اسپویل نکن براش😂