بچه که بودم وقتی برق میرفت بابا هر جای خونه که بود داد میزد نترسی ها من اینجام . الان توی جایی از زندگیم دلم یکی رو میخواد که وسط تاریکی های زندگی اونجایی که هیچ نور امیدی وجود نداره یهو داد بزنه بگه نترسی ها من اینجام..!)
در میان هیاهوی بی پایان این جهان،من هنوز به ارامش یک شب ساکت، به نورماه و به رویاهایی که هیچ کس از آن ها خبر ندارد،پناه می برم. شاید دنیا همیشه مهربان نباشد،اما من هنوز دلم میخواهد قشنگی هایش را باور کنم🌙🪽:)))))