کسایی که در جریان تاپیکام هستن میدونن که دیروز رفتیم دیت و خب حقیقتا ما دوساله با همیم فقط یک بار با اجازه خودم بغلم کرده بود
دیروز من سر یه چیزی بغضم گرفت بدون اجازه بغلم کرد و کلا عادتشه که وقتی ناراحت میشه(هم معدش عصبیه ممکنه گلاب به روتون بالا بیاره هم صدای گریه)میزنه از خونه بیرون تو خیابون قدم میزنه
دیشبم من هی گفتم بغلم کردی اینجوری اونجوری گفت میرم قدم بزنم بیام ولی خب گوشیشو نبرد
دوتا موتوری جلوشو گرفتن که خفتش کنن به دستش و پاش چاقو زدن
دارم میمیرم از عذاب وجدان :))))))))