من دیگه هیچکسو ندارم اگه برم بیرون ماشین بزنه بهم تصادف کنم هیچکس نگرانم نمیشه دیگه
هیچکس دیگه براش مهم نیست که غذا خوردم یا نه
هیچکس دیگه براش مهم نیست مریض شدم یا نه
هیچکس مهم نیست براش ک شب خوابیدم یا تا نصف شب تو گوشی بودم
دیگه واسه هیچکس مهم نیستم
چرا منو تنها گذاشت چرا چطور تونست منو تنها بزاره
از این ب بعد اگه هر کی حتی بهم بگه بالای چشت ابروس میشینم روز و روزها گریه میکنم و میگم اگه مامانم بود کسی جرعت نداشت با من اینجوری رفتار کنه