هرموقع ساعت جفت میبینم برام خاستگار میاد
هرموقع ب ی شغل خاص فک میکنم خاستگارم شغلش همونه
مثلا الان ی مدت ب ی شغل خاص فکر میکردم الان خاستگارم همون شغل را داره
امروز ناخوداگاه داشتم ی ب یکی از دوستای خانوادگیمون و صحبتهای ازدواجیمون فکر میکردم الان همونا معرف ازدواج شدن برام
داریم خونمون را رنگ میکنیم
ناخوداگاه بعد از ظهر گفتم خونمون را خوشگل میکنیم ک توش عروسی بگیریم در صورتی ک هیچوقت ب فکر عروسی نبودم برای هیچکدوم از مجردای خونمون
ی ست لباس خریدم بیرونی بعد هی ب دلم میومد ک این لباس مناسب خاستگاریه
و دقیقا امروز این ب فکرم اومده بود ک خیلی وقته خاستگار نداشتم
الان حقیقتا شوکه شدم
همیشه همین مدلی هم بهم اگاه میشه ولی بعد میفهمم ک ب دلم افتاده بود و رخ داد
هم جذب میکنم
هم نظرم و نفسم خیره هرکسی را بگیره اتفاق خوب براش میفته
مثلا هرکسی ب دلم میفتاد یا ب چشمم میومد کچ دختر خوبیه چرا محرد مونده ی ازدواج محشر میکرد
امیدوارم اینسری برای خودم رخ بده و این اونی باشه ک باید باشه
همونی ک کل عمرم منتظرش بودم
خسته شدم از بلاتکلیفی تنهایی نخواسته شدن منتظر بودن
در انتظار اون بی سر و بی پا موندن و هی شکست خوردن و...
دعام کنید دوستای نازم
ک این همون ک باید باشه و با ارزوهام و اهدافم همموافق باشه و برسیم ب انچه ک تمام سالها روی دلم بود
تموم بشه این روزای تاریک و روزای روشن اکلیلی خانواده ی ماهم بالاخره برسه