ی خاستگار اومد برام بد ما اول گفیم نه قصد ندارم ولی اونا گفتن باز شما فکر کنین
ما بد چنروز ب مامانش زنگ زدیم ینی مامانم ب مامانش گف خانواده ها ی صحبتی داشته باشن مامانشم گف باشه فقد شوهر من واس ی کاری رفته یجایی نیسش اخر هفته میاد ینی اونا باید زنگ بزنن ولی هنوز خبری نشده ینی چیشد😐 اینم بگم من پسره رو ندیدم ولی اون چنبار منو دیده هم خونمونو پیدا کرده مامانشو فرستاده ک با مامانم حرف بزنع