من وقتی ۱۶ سالم بود تحت فشار پدرم و خانواده بودم همون موقع با یک پسر آشنا شدم
ببین نه تیپ داشت نه پول داشت هیچی نداشت فقط زبون داشت
من جذبش شدم خیلی ازش خوشم اومد ولی اون ولم کرد و بهم خیانت کرد
حالا دو سال از اون جریان میگذره و من باز با یکی دیگه اوکی شدم اون دوستم داره ولی من دوستش ندارم وقتی محبت میکنه یاد اکسم میوفتم و میخوام گریه کنم نمیتونم بهش اعتماد کنم یا دوستش داشته باشم همش شک دارم که نکنه اینم مثل اون باشه
خیلی ناراحتم، چیکار کنم؟