سلام بچها
مشکلی که دارم با شوهرمهاما چون کسیو ندارم مجبورم اینجا خودمو خالی کنم من خیلی دوسش داشتم واقعا عاشقش بودم در حدی که خانوادم نمیذاشتن و من تهدید به خودکشی کردم که باهاش ازدواج کنم ولی الان تازه ۳ ۴ ماه از عقدمون گذشته انقدر خودزنی کردم از دستش چند بارم خودکشی کردم خودش منو برده بیمارستان ولی داره حالم ازش بهم میخوره
بهم اهمیت نمیده بی احساس خودخواه کلی اه نفرین کردم من جلوش خودکشی کردم هیچکتری نکرد..فثط کافیه یکی از خواهر یا مادرش یه قطره اشک بریزن...
حالم ازش بهم میخوره
بدی داستان اینه که هیچکیو ندارم
راه ب گشت به خونه ندارم
نمیتونم طلاق بگسرم هیچجوره
یعنی حاضرم برم سرچهارراه تو خیابونا هر شب خونه یکی... ولی کنار این مرد زندگی نکنم چون طلاق بگیرم سرنوشتم همینه
فقط برام دعا کنید
که چه بلایی سرم اومده به این روز افتادم..