بجها من خسته شدم تا میام با خواهر شوهرم سوخی کنم ب من سوقولمه میزنه شوخی نکن تا بیام حرف بزنه میکه هیجی نکو امسب برا در کپچیکش سر سفره شوخی چرت پرت کرد منم گفتم تو حق نداری با من سوخی کنی حد خودتو بدون سوهر منم اومد و اتاق هرچی از دخش در اومد ب من گف