این لاک که میزنی بدستت از خون جگر گرفته ام بار
بس کن تو دگر مرا نیازار، جانم به لبم رسیده ای یار
زنها دنیای پیچیدهای دارند
خیلیهایشان هرچه بلندتر میخندند یعنی تنهایی عمیقتری دارند
زنهایی هم هستند که غمهایشان را بین دیوانگیها و شوخ طبعیهای افراطیشان پنهان میکنند
زنها را نمیتوان از روی ظاهرشان قضاوت کرد
بعضیهایشان رژ لبهایشان را پر رنگتر میکنند که بغضهای ته گلویشان معلوم نشود ..
زنها خیلی خیلی عجیبند
به ناخنهایشان لاک رنگارنگ میزنند که کسی نفهمد روزگارشان سیاه شده .. !