2777
2789
عنوان

مهمونای بیخودی

280 بازدید | 15 پست

خواهرشوهرموودخترش ودختراون یمی خواهرشوهر ودوتا بچه هاش پاشدن اومدن خونمون الان دختره ودوتا بچه هاش که ازدیشب اینجاس برداشته عصری سرخود خالشو دخترش اورده اینجا هنوزم دارن توپذیرایی باهم حرف میزنن اه اه ساعت نه رسیدن بدون خبر منم داستم املت میپختم براخودمون دیگه همونو و نون پنیر هندونه رو اوردم باهم خوردیم نوش جونشون مااومدیم خوابیدیم اینا دوباره گشنه شدن افتادن به جون یخچال نمیدونم چی خوردن چی بگم والا!!!! فقط کاش میخوابیدن هنوز صدای گپ زدنشون باهم میاد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خب شما چرا نمیری تو جمعشون؟ من اگه زنداداشم مثل شما باشه عمرا شب بمونم خونش؟ البته منظورم این نیست که شما آدم بدی خدای نکرده هستین، منظورم اینه خب مشخصه باهاشون صمیمی نیستین و خودشون رو چتر کردن

خب شما چرا نمیری تو جمعشون؟ من اگه زنداداشم مثل شما باشه عمرا شب بمونم خونش؟ البته منظورم این نیست ک ...

من بهشون محبت میکنم پلی رفتاراشون رو مخه مثلا ساعت 1شب دخترشو فرستاده دراتاقم منو ازخواب پرونده یدونه تیشرت راحتی داری مامانم بپوشه😑

من عاشق اون آخر شب مهمونی هام همه با لباس راحتی یا عیبته یا حرفای چرت و پرت

آره خییییییییلی حال میده

اما با کسایی که دوسشون داری و حال میکنی

نه هرکسی

مثل لبخند سپیده . مثل شب گریه ی عاشق 🩷☁️🍃🩵من پر از معجزه ی شهریورم 🩵مامان یه عالمه هاپو و پیشی و جوجو و خلگوش و عاشق محیط زیست و بس 🐾پروفایل موقت.تا پروفایل اصلی از تعلیق سیاه در بیاد 🫩

آره خییییییییلی حال میده اما با کسایی که دوسشون داری و حال میکنی نه هرکسی

من با فامیلای شوهرم و جاری هام اخه حال میکنم اگر چشمشون نزنم بخاطر همون جای استاتر بودم الان با ی سینی چای وسط جمع نشسته بودم

یک مادر دهه ۷۰

من با فامیلای شوهرم و جاری هام اخه حال میکنم اگر چشمشون نزنم بخاطر همون جای استاتر بودم الان با ی سی ...

یادمه قدیما زنعموم که میومد خونمون به زور مامانم نگهش میداشت . شبا میرفتیم تو رختخواب پیششون . تو ملافه های خنک با لباس خواب ریز ریز میخندیدیم . مامانامون غیبت میکردن

خیییییییلی خوش میگذشت


حالا خودم که جاری ندارم . شب خونه ی کسی نمیمونم . خوشمم نمیاد کسی شب خونمون بمونه . ارتباطاتمو هم با فامیلای همسرم خیلی رسمی جلو بردم که صمیمی نشیم

مثل لبخند سپیده . مثل شب گریه ی عاشق 🩷☁️🍃🩵من پر از معجزه ی شهریورم 🩵مامان یه عالمه هاپو و پیشی و جوجو و خلگوش و عاشق محیط زیست و بس 🐾پروفایل موقت.تا پروفایل اصلی از تعلیق سیاه در بیاد 🫩

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108