چند روزه خیلی حالم بده و نمیدونم آخر و عاقبتم چی قراره بشه و جریانش توی تاپیکام هست
من بچه ندارم و فعلا قصدشو هم ندارم
دیشب خواب میدیدم رفتیم یه جایی خرید کنم که مغازه بسته بود و چنتا آدم شرور از اقوام رو اونجا دیدم
دست یه پسر بچه کوچولو رو گرفتم که بچه ام بود و با حال خوب میدوم و شوهرمم پشت سرمون میدوید که از اونا دور بشیم
و وقتی میدویدم حالمون خوب بودو لذت میبردیم و به پسر بچه خیلی عشق میورزیدم
صبح که بیدار شدم حسم خیلی خوب بود