من با یه اقایی سه ساله تو رابطه هستم
کارمنده و شغل دوم هم مغازه مبل زده به تازگی
درامدش خوبه و کلی برام خرج میکنه کل هزینه هامو ایشون میدن
این اقا خیلی دوسم داره و کارایی برام میکنه که برا خودش نمیکنه
مثلا یه تیشرت یه تومنی برا خودش نمیخره میگع دارم مغازه میزنم ولی یه مانتو ۵ تومنی برا من بخره رو مشکلی نداره
حالا برسیم به مشکل
ایشون صب تا شب درگیر کارای مغازس واقعا
مشکلیم نداره من هر ساعتی دلم بخواد میتونم برم مغازه و میکه مغازه رو برا تو میزنم و این حرفا
بعد اخر شب که کارش تموم میشه میره پیش رفیقاش یه ساعت و بعدشم خواب
تو کل روز من اگه مغازه نرم نیم ساعت برا من وقت میزاره و منم کلافه میشم و انقد سرد میشم و بحث راه میندازم که دعوامون میشه
وقتی خیلی عصبانیش میکنم شده ایشون بمن فش بده
بعدش از دلم در میاره با حرف زدن یا با کادو گرغتن و...
یبارم اخرین بار که خیلی عصبانی شد مچ دستمو فشار داد
ما دو ماه پیش خواستگاریمون بود که من رفتم دانشگاه و موند
حالا مامان ایشون زنگ زدن برای خواستگاری دوباره
من واقعا مردد ام
نمیدونم چه غلطی کنم واقعا
نمیدونم ازدواج با این ادم خوبه یا نه
میگه من فشار رومه دارم میترکم تو هم میای همش بمن گیر میدی منو عصبانی میکنی دعوامون میشه
من واقعا نمیدونم این ادم برام مناسبه یا نه
۲۶ سالمه
(تاپیک های اولیه برای خواهرمه که نامزده الان من مجردم و این تاپیکو نوشتم)