زیاد وارد جزئیات بابام نمیشم
یک برادر ناتنی دارم که حرومزاده هست یعنی بدون عقد و..... دنیا اومده و حاصل خیانت هست
مادرش مرده،،،الان داداش بزرگ اش آورد اش خونه ما میگه من از پس خرج های این بر نمیام خودتون هر کاری خواستید بکند
حالم خیلی بده پسره 13 یا 12 سالشه یک سال از برادر دوم ام بزرگ تره
دارم دیوانه میشم یعنی وقتی مامانم داداشم رو حامله بوده این دنیا اومده،،،به مامانم چی بگم؟؟جواب برادرام و این بچه رو چی بدم؟؟؟مامانم صدرصد اجازه نمیده یک دقیقه این پسره تو خونه مون بمونه پدرم هم پیداش نی چیکار کنم با این بچه نگاهش میکنم یاد حماقت بابام و خیانت اش میکنم حالم بد میشه دلم میخواد هم خودم و هم خودش رو بکشم